خدمات ما شامل سه بخش میباشد بخش اول ودوم که بصورت حضوری میباشد و بخش سوم بصورت غیرحضوری .
بخش اول:خدمات بخش انرژی درمانی بصورت حضوری و از طریق نیروی دستان شفا بخش و امواج الکترومغناطیس دستهاانجام میشود. امواج کاملا طبیعی الکترومغناطیسی ساطع شده از دستها به بدن بیمار منتقل شده و پس از ورود به چاکراها ی بدن در سراسر هاله بدن بیمار منتشر شده و پس از ان بر جسم فیزیکی و غدد و سلولها تاثیر میگذارد.از تاثیرات انتقال انرژی به بدن بیمار متعادل شدن دهانه چاکراها وتقویت هاله ,بالانس قطبهای هاله ,ایجاد دیواره محکم اطراف کالبد اثیری بدن و جلوگیری از ورود انرژی های منفی به بدن میتوان نام برد.
بخش دوم:بخش دو م خدمات ما آموزش مدیتیشن . آموزش خود هیپننوتیزم و دگر هیپنوتیزم میباشد که در قسمتهای اموزش توضیح داده شده.با مراجعه به قسمت اموزش میتوانید اطلاعات بیشتری کسب نمایید.
بخش سوم:خدمات غیر حضوری که شامل
انرژی از راه دور (تله پاتی)در ساعت مقرر
انتقال امواج از طریق تماس تلفنی
انتقال امواج از طریق عکس
میباشد.
اما در ابتدا به بحث خدمات بخش انرژِی درمانی که بصورت حضوری انجام میشود میپردازیم.
"توجیه علمی"
امواج الکترو مغناطیس که همان حوزه انرژی بدن (هاله)نامیده میشود از نظر علمی به اثبات رسیده است دانش نوین به ما ثابت کرده است که ساختمان کالبدی انسان صرفا ساختمان مرکب از مولکولها نیست بلکه ترکیبی از حوزه های انرژی میباشد سالها دانشمندان در صدد یافتن روشهایی جهت اندازه گیری حوزه انرژی بدن بوده اند تا بتوانند از طریق ابزارهایی ارتعاشات حوزه انرژی بدن را اندازه گیری کنند.به عنوان مثال دستگاهی که جریان های الکتریکی مغز را اندازه گیری میکند" الکتروانسفالوگرام" میباشد و یا امروزه میدان مغناطیسی اطراف بدن را با دستگاهی بنام "سکویید" به ثبت میرسانند.
در سال 1939 دانشمندانی از "دانشگاه یل" کشف کردند که با اندازه گیری انرژِی هاله بذر گیاهان که ان را (میدان حیات )نامیدند میتوان درجه رشد و سلامتی گیاه را تخمین زد .
در سال 1959 دکتر "لئوناردراویتس" نشان داد که هاله انسان به نسبت درجه ثبات ذهنی و روانی هر فرد تغییر میکندنظریه او این است که میدانی از انرژی مرتبط با چرخه های افکار انسان وجود دارد و تغییرات این میدان افکار موجب بروز علایم سایکوسوماتیک میگردد.
در سال 1979 دانشمند دیگری بنام "دکتر رابرت بکر" از دانشگاه سیراکوز نیویورک از میدانی پیچیده از انرژی در اطراف بدن عکس برداری کرد او این میدان را شبکه کنترل سیستم نام نهاد و دریافت که شکل و قدرت این شبکه به نسبت تغیرات فیزیولوژیکی و روانی فرد تغییر میکند که سلامتی و بیماری فرد را رقم میزند .پس از ان هم دانشمندان زیادی در حوزه انرژی بدن به تحقیق پرداخته و نتیجه تحقیقات را بطور علمی به اثبات رسانده اند.
بنابراین ما در جهانی متشکل از حوزه های انرژی سیال و میدان های افکار و ذرات پلاسمایی زنده غوطه وریم که در اطرافمان در حرکتند و از کالبدمان به بیرون جریان میابند .ما خود به پلاسمای زنده نورافشان و دارای ارتعاش مبدل گشته ایم ام اگر به قرنها پیش دقت کنیم درمیابیم که این دانش جدیدی نیست. از سپیده دم تاریخ بشر از این پدیده اگاه بوده تنها در عصر جدید این پدیده کشف شده است .
در اوایل قرن نوزدهم پدیده های متافیزیکی تازه ای کشف شدند این کشفیات پدیده های الکترومغناطیس و تحقیقات مربوط به ان را تحت عنوان میدان یا حوزه مطرح نمود. این تعریف یعنی شرایطی در فضا که استعداد تولید نیرو را در خود داراست.بطوریکه در تعریف این حوزه "مایکل فارادی و "جیمز کلارک ماکسول"پس از تحقیقات خود در حوزه انرژی اعلام نمودند که هر بار الکتریکی در اطراف خود نوعی تاثیر ایجاد میکند و تحت چنین شرایطی بار الکتریکی مخالف در صورت حضور نیرویی را دریافت میکند .بدین معنی که کیهان مرکب از حوزه های انرژی است که نیروهای تاثیر گذار بریکدیگر را بوجود می اورند و پس از ان چارچوبی علمی پدید امد که در قالب ان انسان به توانایی های خود واقف گردید. توانایی هایی چون تاثیر بر یکدیگر از فاصله دور .
در نظر عرفا هم این کشفیات بدور از ذهن نمیرسد اگر چه عرفا از حوزه های انرژی یا قالب های زنده پلاسمایی سخنی به میان نیاورده اند ولی اعتقادات انها با این کشفیات دانشمندان مطابقت دارد.
اعضا تمام مذاهب از رویت نور در اطراف سر انسان سخن میگویند . در باور سنتی هند باستان از وجود نوعی انرژی کیهانی بنام "پرانا"سخن به میان می اید این انرژی کیهانی تشکیل دهنده و منشا اصل حیات قلمداد میشود . پرانا یا نفس حیات در تمام کالبد ها دمیده شده و به انها هستی میبخشد.
چینییان در هزاره سوم پیش از میلاد وجود نوعی انرژی زنده بنام (چی) را مسلم میدانستند انها عقیده داشتند که تمام مواد اعم از جانوران و بی جان از این انرژی متشکل و پر شده اند (چی) مرکب از دو قطب (یین و یانگ) وقتی این دو نیرو در تعادل هستند سلامتی برقرار است و در صورت عدم تعادل این دو نیرو بیماری بوجود می اید.
بنابراین در طول تاریخ نظریه ای که مشتمل بر وجود نوعی انرژی کیهانی است توسط بساری از نظریه پردازان علوم غربی مطرح شده است که در حدود 500 سال پیش از میلاد توسط پیروان جهان بینی فیثاغورثی به ثبت رسیده است انها اعتقاد داشتند که این انرژی میتواند منشا اثرات بسیاری بر اندامهای انسان منجمله درمان بیماری ها باشد.
علمایی چون "بویراک" و "لی بوالت"در اوایل قرن دوازدهم متوجه نوعی انرژی در انسان شدند که عامل تاثیر از راه دور در افراد است انها معتقد بودند که هر فردی بواسطه خود میتواند تاثیر مطلوب یا نامطلوب بر روی دیگران باقیگذارد .
در قرن نوزدهم توسط "هلمونت " و "مسمر"کشفیات دیگری در زمینه انرژی کیهانی انجام شد انان چنین گزارش دادند که بوسیله این میدان انسان شارژ میشود.
روانپزشکی بنام"ویلهلم رایش در اوایل قرن بیستم به بحث انرژی کیهانی که ان را (اورگون) خواند پرداخت او پیرامون رابطه اختلالات جریان اورگون در کالبد انسان و بیماری های جسمی روانی به تحقیق پرداخت او روش ویژه ای را در روان درمانیبنیان نهاد که تلفیقی بود از روش تحلیلی "فروید"برای اشکار ساختن بخش ناخوداگاه ذهن و روش فیزیکی زدودن موانع انسدادی جریان اورگون در بدن. او توانست با ازاد سازی این موانع انرژی حالات منفی ذهنی و عاطفی را مرتفع سازد.
از مطالبی که بیان شد نتیجه میگیریم که بحث انرژی درمانی توسط دانشمندان و محققانی در قرون متمادی به اثباط رسیده است . من از مطالب بالا و سایر تحقیقات انجام شده توسط دانشمندان دیگر و همجنین تحقیقات علمی و تجربی که توسط خودم انجام شده چنین نتیجه گرفتم که میدان انرژی با سلامتی و شفا و شکوفایی معنوی در ارتباط هستند .نیروهای قدرتمند سازنده قالب های اتری بنیان و اساس تندرستی و شفای بیماریها است.و در نتیجه ارتعاشی که از دستانم ساطع میشود با عث تعادل قطبهای میدان الکترومغناطیس بیمار شده و با عث بهبودی جسمی و روانی میشود.به امید بهبودی تمام بیماران.